باران بی دلیل

با آبتین و سواد چهار ماهه اش شعر می خوانیم ،شعر کودکان .لبریز از خیال و پاکی و مهر .گاهی من چشم هایم پر از اشک می شود ،بی هیچ دلیل مشخصی .گاهی از خنده می میریم دوتایی ،البته با دلایل کاملن روشن .هیچ گاه برای گریستن نتوانسته ام دلیلی بیابم اما برای خنده انگار هزار و یک دلیل می شود جور کرد .این شعر وصف شب های زمستانی آبتین است .

مشق شب
باز با دست كوچكت، امروز
می روی تا مداد برداری
می نویسی تو؛ آب، بابا، نان
باز انگار، مشق شب داری

شعرهای كتاب را از حفظ
با صدای بلند می خوانی
خوش به حالت كه یاد می گیری
درس امروز را به آسانی

درسهای كتاب می گویند:
ژاله گلدان پر گلی دارد
ژاله هر روز توی گلدانش
آب را قطره قطره می بارد

میروی در حیاط و می كاری
توی گلدان خود، گل لاله
كاش گلدان كوچكت می شد
مثل گلدان پر گل ژاله

شاعر : رودابه حمزه ای

درسو اوزالا

اثر گذاری کلمات کم رنگ شده است ؟دایره ی لغات من کوچک است ؟زبان مشترک ما به کم ترین میزان اشتراک رسیده است ؟من در بلاهت میان سالی گرفتارم ؟بچه هامان در بازیگوشی های بچگانه پای دربند ؟با زبانی به مراتب فربه تر از گذشته با فرزندان مان در تعامل هستیم اما در عمل رفتار فرزاندان مان با آنچه که ما از آنان انتظارداریم خیلی فاصله دارد .کلماتی مثل مهربانی ،راست گویی ،بخشش ،خوش قولی ،عزت نفس و اراده در دنیای من طنینی دیرپا دارند امادر جهان فرزندانم مثل لغاتی هستند که درتاریخ بیهقی سخت ناآشنا و غریب اند .به نظرم پارادوکس زندگی امروزین فاصله ها را هم از نظر فیزیکی و هم از نظر اجتماعی به ابعادی رسانده است که اگر زیر کرسی هم با هم صحبت کنیم صدای هم را نمی شنویم .هر کس انعکاس افکار خویش را می شنود درحالیکه به لبان هم کلامش زل زده است .به کسی که در بازیهای کامپیوتری روزی هزاران نفر را به فجیع ترین شکل می کشد آموختن انسان دوستی کاری است بسیار سخت و شاید هم غیرممکن .نوع رانندگی ،نحوه ی عبور عابران پیاده از خیابان ،رفتار گارسن ها ،طرز معاینه و مکالمه ی پزشکان ،افاده های وکلا و قضات ،طراحی های مهندسین ،سنگ دلی های معلمین ... در تمامی اصناف نوع و نحوه ی رفتارها به قاتلین بالفطره شبیه است ،قاتلینی که از صفحه گوشی ها و کامپیوترها و تلویزیون ها بیرون پریده اند .قابیل ها و سارا ها و دلیله ها و برادران یوسف اکثریت زندگان امروز اند و دمکراسی به آنان مجوز قانونی برای انجام هر فعلی را داده است .باید به کوهستان برگردم  .