باران بی دلیل
با آبتین و سواد چهار ماهه اش شعر می خوانیم ،شعر کودکان .لبریز از خیال و پاکی و مهر .گاهی من چشم هایم پر از اشک می شود ،بی هیچ دلیل مشخصی .گاهی از خنده می میریم دوتایی ،البته با دلایل کاملن روشن .هیچ گاه برای گریستن نتوانسته ام دلیلی بیابم اما برای خنده انگار هزار و یک دلیل می شود جور کرد .این شعر وصف شب های زمستانی آبتین است .
مشق
شب
باز با دست
كوچكت، امروز
می روی
تا مداد برداری
می نویسی تو؛ آب،
بابا، نان
باز انگار،
مشق شب داری
شعرهای كتاب
را از حفظ
با صدای بلند
می خوانی
خوش به حالت
كه یاد می گیری
درس امروز را
به آسانی
درسهای كتاب
می گویند:
ژاله گلدان پر
گلی دارد
ژاله هر روز
توی گلدانش
آب را قطره
قطره می بارد
میروی در حیاط
و می كاری
توی گلدان
خود، گل لاله
كاش گلدان
كوچكت می شد
مثل گلدان پر
گل ژاله
شاعر : رودابه
حمزه ای
.... آن که می نویسد ، همراه تمام جهان می نویسد ، نه به تنهایی .