به فرموده ی ارسطو

محال و ممتنع باورکردنی بهتر از ممکن باورنکردنی است .

به فرموده ی افلاطون !!

  .... پس دانستی که جامعه ی ما چه نوع قاضی و طبیب باید داشته باشد .قانونی که در این باره وضع خواهیم کرد چنین است :پزشک و قاضی باید در اندیشه ی مردمانی باشد که از حیث تن و روح سالم اند .کسانی را که تنی علیل و ناتوان دارند باید به حال خود بگذارند تا بمیرند ،و آنان را که روحی فاسد و پلید دارند ،باید بکشند »

سه و ده دقیقه به یوما

تا بحال انجيل خوندي, دن؟ من يکبار اونو خوندم. هشت سالم بود. پدرم بخاطر خوردن بيش از حد ويسکي خودش رو به کشتن داده بود و مادرم گفت براي شروعي دوباره به شرق برمي گرديم .منو تو ايستگاه قطار نشوند و يک انجيل به من داد . به من گفت اونو بخون و رفت که بليطا مونو بگيره ... ...خب, من کاري رو که بهم گفت انجام دادم من صفحه به صفحه اون انجيل رو خوندم سه روز طول کشید .او هرگز برنگشت .

در ستایش نسبی گرایی

 زرتشت می گوید :« به آنان که « راه » را از من پرسده اند ،چنین پاسخ داده ام :این ،اکنون راه من است .راه شما کدام است ؟زیرا راه مطلق در کار نیست » .

برگرفته از کتاب آفرینش و آزادی .بابک احمدی

چگونه فولاد آب دیده شد

سایمون به شدت خجالتی است .کم جرأت هم هست .تقریبن شهامت انجام هیچ کاری را ندارد .تا اینکه عنکبوت یا شاید رطیلی نیشش می زند .ظرف چند ساعت شخصیت سایمون عوض می شود و بدل می شود به مردی جسور و ماجراجو و نترس که از بالای آبشار بلند به درون آب شیرجه می زند و با اولین برخورد با دختر مورد علاقه اش از او دلبری می کند .وقتی صدایش می زدند سایمون به شدت شاکی می شد و می گفت :سایمون دیگه کیه !؟ من سیمون هستم !! یعنی حتی اسم اصلی اش را هم به فراموشی سپرده بود .خوب بود که در زندگی ما هم با نیش عنکبوت ،رطیل یا زنبوری این معجزه اتفاق می افتاد و خصلت های نکوهیده ی ما تبدیل به صفات نیکو می شد .اما حیف که همه ی اینها در انیمیشن زیبای آلوین و سنجاب ها روایت می شود .بیرون از فانتزی به نیش های به مراتب دردناک تر و قوی تر از نیش حشرات نیاز هست تا در ما دگردیسی حادث شود .